دخترک کولی


منزل
تماس
 

۱۳٩٠/۱٠/٢٠

 

 

 

من و امیر گردو و بادوم رو میذاریم تو یه پیاله آب  خیس میشه و مثل گردوی تازه میشه بعد دیگه با پنیر و ماست و اینا میخوریم یعنی من کلا تو همه چی گردو می ریزم.

حالا من پسته خیس می کنم و میذارم چند روز می مونه یه طعم گندیده گی میده که من خیلی دوست دارم هی به امیر میگم این رازه ها به کسی نگی ! بعد امیر میگه نه بابا اشکال  نداره خیلی هم فرانسویه !مثل اونا که پنیر کپک دوست دارن :دی

 

 

- من استرس دارم قراره برم رادیو

 
 

دخترک کولی : ٤:۳٠ ‎ب.ظ

 

۱۳٩٠/۱٠/۱۱

 

این منم ایسمن

 

الان دوره شیرین زندگیه.با تصمیمای بزرگ.اتفاقای خوب. انگار جدا دارم بزرگ میشم و مسئولیت پذیر.

با رامونا رفتیم تئاتر . خب خیلی خوش گذشت به من به خاطر کنارش بودن.البته بیشتر من حرف می زدم.نمایش خوب بود.بعدش رفتیم کافه ایرانشهر که دوتا دختر پسر خیلی بامزه و خوشتیپ هم کنارمون بودن که البته ما هم در جریان صحبتهاشون بودیم.

-رامونا در مورد رفتنش به بوزانسون گفت. من از اونروز هی دارم تصورش می کنم. تو فرانسه در حال تحصیل و کار دانشجویی و موهای فرفری بازش تو هوا.  من میدونم یه رودی ازش میگذره اسمش"دو" ئه.بعد من میرم پیشش  باهم میریم کنار این رود...

 

-نزدیک امتحاناس من کمی و فقط کمی نگرانم.امیر میگه این روزا دوروز بریم اصفهان خیلی ذوق دارم چون امیر کلی جای جالبه کسی ندیده بلده ببرتم.

 

.تصویرگری هم برقراره

 

 

 
 

دخترک کولی : ٩:۱۱ ‎ب.ظ

 

۱۳٩٠/۱٠/۱

 

تنبور یا چگور

 

نمیدونم  طولانی بودن امشب گذشته یا نه؟ راه رفتیم باقالای داغ خوردیم که سرکش با آب قاطی بود ولی انقدر خوشحال بودیم از خوب شدن اوضاع کاریش  وپیشنهادات خوب که لذت بردیم. یاد دوستیمونو کردیم  . خوشی زن و شوهر بودنمونو داشتیم. مهمونی ها رو رفتیم. آخر تو همون یک دقیقه طولانی تر بودنه ی امشب . بحث .  و  من و من و من که هیچ  وقت ناراحت نمیشدم از نوشتن اینجا نمیتونم بگم چطور تحقیر شدم. رسیدیم خونه خونه امنمون   من نقاشیمو پاره کردم همونی رو که خیلی دوست داشت برای تقویم انتخاب کرده بود  بعد نشستم جلو آینه موهامو کوتاه کردم . یاد فریدا شدم . اونم نشسته بیرون ساز می زنه الان که دارم می نویسم. خیلی بی میلم. دلم می خواد بذارم برم. کاش انقدر عرضه داشتم. دلم می خواد بذارم برم. تنها . خیلی تنهام . اونم تنهاس. نمی دونم کدوم تنها تریم. دوست ندارم  .کاش می شد برم. یه طبیعت سرد سرد.

 
 

دخترک کولی : ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ

 

۱۳٩٠/۱٠/۱

 

تنبوره یا چگوره؟

 

 
 

دخترک کولی : ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ

 

 
دخترک کولی



نویسندگان
دخترک کولی


آرشیو وبلاگ
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
امرداد ٩٠
دی ۸٩
فروردین ۸٩
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥

لینک دوستان
اميرزا
شگفت بچه
شعرواره
راوی
حنيف
نفرين ابدی بر خواننده اين برگ ها
غريبستان
همشهری کاوه
من سکوت خو يش را گم کرده ام!.....
خانوم حنا
اين فصل را با من بخوان
دختران لجباز
من فقط برای سايه خودم مينويسم
هامون
همهمه های تنهايی
هيچ و پوچ
يه غريب بی نشون.......
ققنوس۵۶
تیرکمون
زیردوش اب داغ
سیم اخر
تلخ وشیرین مثل بادام
حلزون خانه به دوش
ککنيک
شب های گراماتا
مخفيگاه
توی قاب خيس اين پنجره ها
نوشته های اتوبوسی
کوچولو مينويسد
به من ميگن مارمولک
سر گيجه
نقره
سبکی تحمل ناپذیر هستی
فرانکلین
استامینوفن
کيميا
گمشده در رويا
حجم پنجره
نارنج
مسافرکوچولو در اخترک0098
خوابگرد
زن نوشت
یادداشت های نیک اهنگ کوثر
توکای مقدس
دنیای کوچک اقای اوف
اواز در باران
خواب زمستانی
روزنگار خانم شین
الوچه خانم
روزنگار اقای الف
'گلابتون
دفتر مشق مانولیتا
ستون کاغذی
جیغ های بنفش یک دختر نارنجی(رامون)ا
ادینه
چند خط برای خواندن
يکی بود يکی نبود
مريم گلی
دختر ترکمن
ميرزا پيکوفسکی
سر هرمس مارانا
ئه سرين
هزارتو
هشت
موسيو ورنوش
فوتو بلاگ پرتقالی
دست نویس
دست نویس
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]